عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
51
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
ششصد و پنجاه ( 650 ) هجرى بوده ولى تاريخ وفاتش از كتب تواريخ بدست نيامد و مؤلفات او در انواع علوم معقوله و منقوله بيشتر از پنجاه مجلّد است كه ذكر آنها موجب تطويل است * 2 1 ابن الجزار الطبيب هو ابو جعفر احمد بن ابراهيم بن ابى خالد المعروف بابن الجزار از اهل قيروان و هم از خانوادهء طب بوده و خود آن طبيب هنرمند علم طب را در محضر اسحق بن سليمان اسرائيلى بياموخت و بعد از تكميل علم و عمل در شهر قيروان محفل تدريس و بساط معالجت كسترده دانست و آن حكيم را مسلكى عجيب بود و حفظ شئونات طبى را اقصى الغايه مراعات مىفرمود چنانچه ابدا بخانهء كسى از رجال و سلاطين افريقيّه براى عيادت قدم نمىنهاد و معاينهء مرضى را به غير از خانهء خود جاى ديكر قبول نمىكرد و به منزل احدى نمىرفت مكر يك نفر از اصدقاى خويش كه ابو طالب نام داشت روزهاى جمعه كه از تدريس و معالجهء مرضى تعطيل مىفرمود در خانهء وى بسر مىبرد در حين معالجه خودش به مريض دوا نمىداد و غلامى رشيق نام داشت كه در درب خانهء او مىنشست و انواع معاجين و اشربه و سفوفات و حبوبات پيش خود مىكذاشت بعد از آنكه حكيم رؤيت مريض و تشخيص مرض مىنمود به مريض امر مىكرد رفته از غلام مزبور دوائى كه تعيين كرده بود مىكرفت و در آن عصر غير از اين حكيم از ساير اطبا هيچيك اين رسم را مرعى نمىداشت بيشتر از هشتاد سال زندكانى كرد و بنا بنوشتهء مؤلف كتاب كشف الظنون در سنه چهار صد هجرى در شهر قيروان مقتول گرديد * گويند بعد از فوت او در صندوقخانهء وى علاوه بر نفايس و تجمل و جواهرات بيست و چهار هزار دينار زر سرخ موجود بود و عدد مجلّدات كتابخانهء او بيست و پنج قنطار بشمار آمد آن حكيم را مؤلفات سودمند است و من جملتها كتاب ( علاج الامراض ) كه بزاد المسافر معروف است مشتمل بر دو مجلّد ( كتاب در ادويهء مفرده ) كه باعتماد موسوم است و ( كتاب در ادويهء مركبه ) كه ببغيه مشهور است ( كتاب العدّة لطول المدّه ) فى الطب و آن كتاب بزرگترين تأليفى است كه آن حكيم در طب نوشته *